عمارت حرم

سرداب غیبت
در ضلع غربی صحن مطهر آستان سامرا، حجره‌ای واقع در زیرزمین وجود دارد که امروزه نزد شیعیان، به سرداب غیبت امام زمان[ شهرت دارد. بسیاری از مورخان و نویسندگان اهل‌سنت در کتب خود، اقوالی را درباره این سرداب نقل کرده‌اند که بر مبنای آن، شیعیان معتقدند که غیبت حضرت مهدی[ از این نقطه آغاز شده است یا اینکه آنها معتقدند که امام[ از سرداب، ظهور می‌کند؛ چنان‌که یاقوت حموی در کتاب خود، ذیل نام سامرا می‌گوید:
… و بها السرداب المعروف فی جامعها الذی تزعم الشیعه ان مهدیهم یخرج منه.[۱]
در سامرا، سرداب معروفی در مسجد آن شهر، وجود دارد که شیعه می‌پندارند مهدی آنان، از این سرداب ظهور خواهد کرد.
از دیگر بزرگان اهل‌سنت که این قبیل باورها را به شیعه نسبت داده‌اند، می‌توان از ابن خلّکان، قزوینی، ابن تیمیه، ابن‌قیم جوزیه، ابن کثیر، ذهبی و… یاد کرد. بی‌تردید، شیعیان این‌گونه ادعاها را نمی‌پذیرند. ازاین‌رو برخی از علمای شیعه نیز درصدد پاسخ‌گویی به آنها برآمده‌اند.[۲]براساس اعتقاد شیعیان، غیبت کبرای امام زمان[، با وفات آخرین نایب خاص آن حضرت، آغاز شد؛ نه با غیبت ایشان در زیرزمین و محل ظهور آن حضرت نیز مکه و مسجدالحرام خواهد بود.
شیخ عباس قمی می‌گوید:
برای اشتهار این مکان، به سرداب غیبت بر سر زبان‌ها و نیز در نوشته‌های متأخران، دلیلی یافت نشده و سبب نامیدن آنها به این اسم، معلوم نگشته است و تمام آنچه اهل‌سنت در این‌باره به شیعیان نسبت می‌دهند، افترا می‌باشد و در کتب شیعه، اثری از چنین ادعاهایی نیست.[۳]
شیخ ذبیح‌الله محلاتی، درباره وجه تسمیه سرداب غیبت، می‌نویسد که شهرت یافتن این سرداب به سرداب غیبت، به علت آن نیست که حضرت حجت[ در آن، غایب شده است؛ چنان‌که ناآشنایان به تاریخ، پنداشته‌اند. بلکه به این دلیل است که این مکان، محل زندگی و عبادت سه امام معصوم: بوده است و جمعی از اولیا نیز در همین مکان، به دیدار آن حضرت[ موفق شده‌اند. ازاین‌رو در زمره بقاع متبرک، به شمار می‌آید.[۴]
مرحوم سید محسن امین نیز در این‌باره نوشته است:
آنچه می‌پندارند که شیعیان، به وجود حضرت مهدی[ در سرداب سامرا قائل می‌باشند، توهمی فاسد است. بلکه شیعیان برای تبرک جستن به آثار صالحان در این مکان، به عبادت می‌پردازند؛ زیرا در اینجا، سه تن از ائمه اهل‌بیت: زندگی کرده‌اند و اینجا، سرداب خانه آنها در سامرا بوده است.[۵]
در گذشته، نزد مردم عوام، باورهایی وجود داشت که حضرت مهدی[ پس از ورود به چاهِ داخل سرداب، ناپدید شده است. براساس این باور، زائران شیعه، داخل سرداب، از حوضی که محل وضوی امام هادی و عسکری(علیهما السلام) بود، برای تبرک خاک برمی‌داشتند و کم‌کم این مکان، به چاه غیبت معروف شد.
مرحوم محدث نوری در این‌باره می‌نویسد:[۶]
و آنچه از مشایخ، دست به دست رسیده، این است که این صفه، محل حوضی برای وضو گرفتن آن بزرگواران در آن سرداب بوده است. پس از آنکه خانه آن بزرگواران، مزار و محل عبادت مردم شد، این صفه شریف، معین شده بود برای گذاشتن و انداختن عرایض و رقاع حاجات که شیعیان، به حضرت صاحب‌ الزمان[ می‌نوشتند و در آنجا می‌گذاشتند و هر وقت صلاح بود، جواب عریضه از آنجا یا از خارج، به صاحبش می‌رسید؛ چنان‌که سید جلیل، علی بن طاووس، در اواخر کتاب «فرج المهموم» بعضی از حکایات آن را نقل کرده است.
و به ملاحظه این سیره و عادت در طرف راست، وسط شباک، سوراخی به‌قدر آنکه دست میان آن برود و رقعه را بیندازد، گذاشته‌اند که در طرف دیگر، نظیر آن را ندارد و هرکس تأمل کند، می‌داند که این سوراخ، ساخته برای همین کار بود. آن محل نیز میان همه آن سرداب، امتیازی پیدا کرد در تبرک و شرافت و احترام و بوسیدن و استشفا به تربت آن؛ تا آنکه صحن و راه سرداب مقدس، از آن صحن مطهر، جدا شد و از غیر جنس خدمه برای آن ظاهر شد و دیدند حرص و رغبت شیعیان را به آن محل شریف و غلبه و استیلای خود را بر آن غربا و زوار بی‌معین. لهذا آن را برای کسب غیرطیب خود، سرمایه کردند و برای جلب منافع از ایشان، آن را دکانی قرار دادند و به اقسام حیل از آنها، فایده می‌بردند و کم‌کم به دادن ریگ و خاک آنجا را به آن بیچارگان و گرفتن چیزی، مقداری از آنجا گود شد… تا آنکه زمانی که شیخ عالم جلیل علامه عصر خود، شیخ عبدالحسین طهرانی ـ طاب ثراه ـ به جهت تذهیب قبه مطهره و اصلاح صحن منور، به آنجا مشرف شدند، پس از مشاهده آن خرابی و زیاد شدن در هر روز و خوف صدمه رسیدن به اساس عمارت، مقرر فرمودند آنجا را پر کردند تا مقدار دو پله به بالا مانده و آن را به آجر و گچ محکم نمودند.
پس از وفات آن مرحوم، چون در سرمایه آن جماعت، به جهت بنّایی خللی پیدا شد، دوباره آن بنا را خراب کردند و به دادن ریگ و سنگ آنجا به جهّالِ زوار و بردن عوام را در آنجا، به اسم تبرک، بازار کسب خود را رونقی دادند و کم‌کم به منزله چاهی شد و اسم آن را چاه صاحب‌الزمان گذاشتند و جزو مناسک زوار شد که چون به آنجا روند، از چاه صاحب‌الزمان سؤال کنند و به انواع بی‌ادبی و جسارت، خود را میان چاه افکنند و مقداری ریگ بردارند. تمام این حرکات بی‌اصل و بی‌پایه و خلاف ادب و احترام، بلکه در بعضی از مواضع، شبهه حرمت دارد… .
همان‌گونه که بیان شد، در هیچ‌یک از منابع معتبر شیعه، از این مکان، به چاه غیبت یا محل غیبت حضرت مهدی[، یاد نشده است و این‌گونه باورهای نادرست مورد تأیید علمای شیعه نبوده و خوشبختانه این باورها، امروزه منسوخ و فراموش شده است.
سرداب غیبت، حجره کوچکی است به طول و عرض ۲ × ۵/۱ متر که در زیرزمین واقع است و از طریق پلکانی با بیست پله، به هم‌کف بنا، متصل می‌شود. سقف و دیوارهای حجره با کاشی‌های هفت‌رنگ از دوره ناصرالدین‌شاه قاجار، تزیین شده است و نوشته‌ای روی این کاشی‌ها، از تشرف ناصرالدین‌شاه به این مکان، در سال ۱۲۸۷ه‍ .ق، حکایت دارد.
این حجره، دارای درِ چوبی بسیار نفیس، با کتیبه‌هایی به خط نسخ است که از ارزش تاریخی بالایی برخوردار است. در به‌صورت مشبک و دارای دو لنگه است و براساس کتیبه‌های آن، در سال ۶۰۶ه‍ .ق، به فرمان خلیفه عباسی، الناصر لدین الله که مذهب تشیع داشته و به سرپرستی ابوتمیم معدّ بن حسین بن سعد موسوی (متوفای ۶۱۷ه‍ .ق)، ساخته شده است.[۷]گرداگرد حجره نیز یک کتیبه نواری، به خط کوفی، حاوی صلوات بر چهارده معصوم، وجود دارد.
متأسفانه این اثر تاریخی نفیس و ارزشمند، در جریان یکی از انفجارهای تروریستی که در آستان مقدس سامرا اتفاق افتاد، آسیب جدی دید و بخش اصلی آن، از بین رفت و امروزه تنها حاشیه آن، باقی مانده است.
در گذشته، راه رسیدن به سرداب، از طریق راهروی طولانی و تاریکی بود که ورودی آن، پشت قبر نرجس خاتون، داخل حرم مطهر قرار داشت. اما احمد خان دنبلی برای سرداب غیبت صحنی مستقل و دهلیز و راه‌پله‌ای جداگانه ایجاد کرد و راه‌پله و دالان قبلی را مسدود نمود.[۸]
روی سرداب غیبت، مسجدی وجود دارد که به مسجد صاحب، مشهور است و به دست حسینقلی‌خان دنبلی ساخته شده است. بر فراز آن نیز گنبد مرتفعی با کاشی‌های هفت‌رنگ وجود دارد که به دست محمدعلی میرزا، حاکم کرمانشاهان، کاشی‌کاری شده است.[۹]
پس از سقوط رژیم بعثی، فضای مجاور سرداب غیبت در زیرزمین را گسترش داده‌ و شبستان وسیعی در مجاورت آن ساخته‌اند که نمازهای جماعت، در آن برگزار می‌گردد.

[۱]. معجم البلدان، ج۳، ص۱۷۳.

[۲]. برای آگاهی بیشتر، ر.ک: سفینه، «پژوهشی درباره مسأله سرداب»، سید محمد مهدی خرسان، ترجمه: ماندنی مواساتیان، صص ۸۹ و ۱۰۲.

[۳]. هدیه الزائرین و بهجه الناظرین، شیخ عباس قمی، ص۸۳.

[۴]. مآثر الکبراء فی تاریخ سامراء، ج۱، ص۳۵۰.

[۵]. اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۰۷. «و ما یتوهّم من أنهم یقولون بوجود المهدی فی سرداب سامراء فهو توهم فاسد، و انما یتبرکون بهذا السرداب و یتعبدون فیه من باب التبرک بآثار الصالحین، لأنه قد سکنه ثلاثه من ائمه اهل البیت:، و کان سرداب دارهم التی فی سامراء».

[۶]. هدیه الزائرین و بهجه الناظرین، صص ۸۴ و ۸۵.

[۷]. برای آگاهی بیشتر درباره این اثر، ر.ک: وقف میراث جاویدان، «باب غیبت در سامرا»، ترجمه: مسلم صاحبی، ش ۵، بهار ۱۳۷۳ه‍ .ش، ص۸۶.

[۸]. مآثر الکبراء فی تاریخ سامراء، ج۱، صص ۳۵۴ و ۳۵۵؛ هدیه الزائرین و بهجه الناظرین، شیخ عباس قمی، ص۷۴.

[۹]. عتبات عالیات عراق، ص۲۱۲.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد